پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۰

گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است

شستن دامن ز می غایت تر از دامنی است

به که نگردد رقیب دوست که این دیو ره

دشمنی اش دوستی دوستی اش دشمنی است

سوختگان را مبین خوار که آن شاه حسن

شب همه شب تا سحر همنفس گلخنی است

خیز و به میخانه کش رخت که در خانقه

در سر پیران ره وسوسه رهزنی است

اهلی اگر عاشقی فاش مکن سر عشق

قصه معراج دل نکته ناگفتنی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۲در عشق تو تا در غم خویشی ملامت است
  2. شمارهٔ ۳۷۳نه عاشق است که واله بر وی چون مه تست
  3. شمارهٔ ۳۷۴دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت
  4. شمارهٔ ۳۷۵گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
  5. شمارهٔ ۳۷۶عنان کار نه دردست مصلحت بین است
  6. شمارهٔ ۳۷۷اگر ز کین‌کشی‌ام غم ز خشم و کینم نیست
  7. شمارهٔ ۳۷۸خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
  8. شمارهٔ ۳۷۹تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.