پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست

خون خورم بی چشم مستت گر شرابم آرزوست

دل کبابم روز و شب در آرزوی آنکه تو

مست چون ازمی شوی گویی کبابم آرزوست

سر بفتراک تو باید بستنم ای شهریار

من که گاهی بوسه بر ران رکابم آروزست

گنج قارون از خدا خواهم که پاشم در رهت

این بود چیزی کزین دریر خرابم آرزوست

من چه سگ باشم که در کوی توام راهی بود

همنشینی با سگان هم از چه بابم آرزوست

خورد و خوابم بیخودی از خون دل خوردن بس است

کافرم گر بی تو دیگر خورد و خوابم آرزوست

اهلی لب تشنه را آب حیات از لب بده

خاک باد آتش شوقم گر آبم آرزوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست
  2. شمارهٔ ۳۸۱عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس است
  3. شمارهٔ ۳۸۲سجده بت گر کنم در نظرم روی تست
  4. شمارهٔ ۳۸۳مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت
  5. شمارهٔ ۳۸۴چو خط به کشتنم آورد لعل خندانت
  6. شمارهٔ ۳۸۵تو باغ حسنی و صد عندلیب زار تراست
  7. شمارهٔ ۳۸۶در خیال وصل جفا پیشه من است
  8. شمارهٔ ۳۸۷گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.