پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت

فرشته را نگذارم که بگذرد سویت

چه جای آنکه به بیگانه بینمت همدم

که جان خویش نخواهم که بشنود بویت

بدود آه جهانی سیه کنم هر شب

که بر کسی نفتد پرتو مه رویت

گشاد زلف تو صد دل بیک گره که گشود

گره گشای دل ماست سنبل مویت

چرا ز تلخی خوی تو جان من رنجد

که نوشداروی جان است تلخی خویت

بگوی با خط سبزت که کی رواست چو خضر

که می تو نوشی و ما خون دل ز پهلویت

ز شوق، چشم تو اهلی، رمیده از مردم

که مونس دل مجنون بس است آهویت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵تو باغ حسنی و صد عندلیب زار تراست
  2. شمارهٔ ۳۸۶در خیال وصل جفا پیشه من است
  3. شمارهٔ ۳۸۷گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
  4. شمارهٔ ۳۸۸کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست
  5. شمارهٔ ۳۸۹درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
  6. شمارهٔ ۳۹۰چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
  7. شمارهٔ ۳۹۱شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست
  8. شمارهٔ ۳۹۲دینم ببرد آن بت و گوید که جان کجاست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.