پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست

ور نمیدزدی دلم این دیده دزدیده چیست؟

آفتاب حسنی و ذرات عالم عاشقت

خاطرت ای آفتاب از بهر من رنجیده چیست؟

با پری نسبت کنندت مردمان بی بصر

مردمانرا این گواهی دادن نادیده چیست؟

گرنه بر یاد لبت بر آتشم از دود دل

آب حسرت دمبدم در دیده ام گر دیده چیست؟

ایکه گفتی دیده گر خواهی مبین آن آفتاب

صدهزاران جان فدای یک نگاهش، دیده چیست؟

گر نشد اهلی هلاک غمزه آن نوجوان

اینچنین پیرانه سر در خاک و خون غلطیده چیست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
  2. شمارهٔ ۳۹۰چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
  3. شمارهٔ ۳۹۱شمع روی تو نه افروخته چشم من ازوست
  4. شمارهٔ ۳۹۲دینم ببرد آن بت و گوید که جان کجاست
  5. شمارهٔ ۳۹۳سرو من برق صفت آمد و چون باد برفت
  6. شمارهٔ ۳۹۴رقیب از کوی آن دهقان پسر رفت
  7. شمارهٔ ۳۹۵شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست
  8. شمارهٔ ۳۹۶یار اگر زان رقیبان و گرزان من است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.