پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

شادم اگرچه خاطرم اندوهگین ازوست

کم شادی ییست این که دل من حزین ازوست

بر ما نظر بگوشه چشمی نمیکند

ما را اگرچه چشم وفا بیش ازین ازوست

او قصد کشتن از پی ناکامی ام کند

غافل ازین که کام دل من همین ازوست

در حسن کی به خرمن گل نسبتش رواست

خورشید من که خرمن خوشه چین ازوست

آن پاکدامن آینه اش بی غبار باد

کاین پاکدیده را نظر پاک بین ازوست

اهلی بهوش باش که در جام گردش است

زهر هلاک و دل طمعش انگبین ازوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷پری رخان که سرم خاک راه ایشانست
  2. شمارهٔ ۳۹۸آنکه فرشته را ازو دست امید کوته است
  3. شمارهٔ ۳۹۹آنکس طلبد کعبه که بیگانه عشق است
  4. شمارهٔ ۴۰۰می خور که فکر عالم پر غم نباشدت
  5. شمارهٔ ۴۰۱از جلوه محبت خورشید حسن دوست
  6. شمارهٔ ۴۰۲باورم ناید که شد در پوست مجنون سوی دوست
  7. شمارهٔ ۴۰۳هر کس که پا نهاد بکویت ز دست رفت
  8. شمارهٔ ۴۰۴ناصح چو دل نماند نصیحت چه فایده
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.