پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس است

عاشقان را از دو عالم یک نگاه او بس است

دل که جوید از دهانش چشمه آب حیات

خط سبز آن شکر لب خضر راه او بس است

بت پرست عشق کز گردد گنه آلوده است

گریه شام و سحرگه عذرخواه او بس است

عاشقان را بیگنه گر میکشد آن شاه حسن

هرکه گوید بیگناهم این گناه او بس است

جنت جاوید و عیش هردو عالم گو مباش

عاشقان را التفات گاه گاه او بس است

ز آفتاب روز محشر نیست اهلی را غمی

سایه سرو سهی قدان پناه او بس است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت
  2. شمارهٔ ۳۸۴چو خط به کشتنم آورد لعل خندانت
  3. شمارهٔ ۳۸۵تو باغ حسنی و صد عندلیب زار تراست
  4. شمارهٔ ۳۸۶در خیال وصل جفا پیشه من است
  5. شمارهٔ ۳۸۷گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
  6. شمارهٔ ۳۸۸کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست
  7. شمارهٔ ۳۸۹درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
  8. شمارهٔ ۳۹۰چشم دلم چو دیده از آن شمع روشن است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.