پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست

میرم از غیرت آنکس که غمت در دل اوست

مقبل آن نیست که چون مه بفلک منزل ساخت

مقبل آنست که ماهی چو تو در منزل اوست

فتنه این است که آن نرگس مستی که تراست

همچو ابروی تو هر کس که بود مایل اوست

خوانده باشی سبب لعنت شیطان ز چه شد

هرکه در سجده رویت نبود داخل اوست

من کجا ذره صفت پرتو خورشید کجا؟

چشم امید ولی بر کرم شامل اوست

چون مگس دوریم از محفل او تلخ بود

زانکه شیرینی عالم همه در محفل اوست

کار اهلی همه دم گریه تلخ است ز غم

آه ازین چاشنی غم که در آب و گل اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲سجده بت گر کنم در نظرم روی تست
  2. شمارهٔ ۳۸۳مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت
  3. شمارهٔ ۳۸۴چو خط به کشتنم آورد لعل خندانت
  4. شمارهٔ ۳۸۵تو باغ حسنی و صد عندلیب زار تراست
  5. شمارهٔ ۳۸۶در خیال وصل جفا پیشه من است
  6. شمارهٔ ۳۸۷گر نمیخواهی مرا، صید دل غمدیده چیست
  7. شمارهٔ ۳۸۸کس به خود دلبسته آن زلف چون زنجیر نیست
  8. شمارهٔ ۳۸۹درد می مرهم ریش دل بیمار غم است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.