پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

گر یار مرا میل من خسته بسی نیست

من دانم و او محرم این راز کسی نیست

گر بوالهوسان را هوس شربت وصل است

مارا بجز از چاشنی غم هوسی نیست

من بنده آن شوخ که از تندی و تلخی

بر شکرش آلایش چشم مگسی نیست

جور و ستم یار کشم تا نفسی هست

چون طاقت نادیدن یرام نفسی نیست

آن مرغ که از صحبت گلزار خروشد

گو شکر کن آخر که چومن در قفسی نیست

گر پیش و پسی در ره عمرست زمردن

در راه شهیدان وفا پیش و پسی نیست

آنرا که بود عهد و وفا با همه اهلی

جز پیر خرابات درین راه کسی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷اگر ز کین‌کشی‌ام غم ز خشم و کینم نیست
  2. شمارهٔ ۳۷۸خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
  3. شمارهٔ ۳۷۹تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
  4. شمارهٔ ۳۸۰رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست
  5. شمارهٔ ۳۸۱عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس است
  6. شمارهٔ ۳۸۲سجده بت گر کنم در نظرم روی تست
  7. شمارهٔ ۳۸۳مجاورم چو سگان بهر پارس در کویت
  8. شمارهٔ ۳۸۴چو خط به کشتنم آورد لعل خندانت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.