پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۲

در عشق تو تا در غم خویشی ملامت است

از خود چه بگذری همه خیر و سلامت است

مست از شراب عشق بتان شو که جام می

یک مستی و هزار خمار ندامت است

در عاشقی بلاست چه مرگ و چه زندگی

مردن ملامت است و نمردن غرامت است

صاحبدلی که شاد کند خاطری کجاست

جز پیر می فروش که محض کرامت است

صد کشته زنده کردی و کس را خبر نشد

یک مرده زنده کرد مسیح و قیامت است

برما چگونه اهل سلامت گذر کنند

زینسان که کرد با همه خار ملامت است

اهلی بیا که گوشه نشین عدم شویم

کان منزل سلامت و جای اقامت است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۴دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت
  2. شمارهٔ ۳۷۵گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
  3. شمارهٔ ۳۷۶عنان کار نه دردست مصلحت بین است
  4. شمارهٔ ۳۷۷اگر ز کین‌کشی‌ام غم ز خشم و کینم نیست
  5. شمارهٔ ۳۷۸خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
  6. شمارهٔ ۳۷۹تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
  7. شمارهٔ ۳۸۰رشکم از کس نبود گرد و جهان حاصل اوست
  8. شمارهٔ ۳۸۱عیش ما یک عشوه از چشم سیاه او بس است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.