پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

یکشب که در فراق جمال تو دلبرست

باصد هزار روز قیامت برابرست

با دوست گر سخن ز مسیحا رود خموش

کز هرچه میرود سخن دوست خوشترست

بازآ که چشم صید بتکبیر تیغ تو

چون گوش روزه دار بر الله اکبر است

از بزم ما بصدق دل دیگران مرو

بنشین که گر تو جان طلبی هم میسرست

باور مکن که مرده آب خضر بود

آنرا که زندگی ز لب روح پرورست

آتش پرست را ز می آتشین چه غم

گر آتش است بر دل او آب کوثر است

زان لعل شکرین سخنی بس بود مرا

اهلی نه طوطی است که در بند شکرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹چون کوهکن با بیستون گفتم توانم راز گفت
  2. شمارهٔ ۳۷۰گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است
  3. شمارهٔ ۳۷۱بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است
  4. شمارهٔ ۳۷۲در عشق تو تا در غم خویشی ملامت است
  5. شمارهٔ ۳۷۳نه عاشق است که واله بر وی چون مه تست
  6. شمارهٔ ۳۷۴دید چشمم پای او بر خاک و خاک ره نگشت
  7. شمارهٔ ۳۷۵گر یار مرا میل من خسته بسی نیست
  8. شمارهٔ ۳۷۶عنان کار نه دردست مصلحت بین است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.