پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

دور از تو شب و روز مرا خواب حرام است

من خود چه شناسم که شب و روز کدام است

شد نامزد از عشق توام محنت عالم

یا محنت عالم همه را عشق تو نام است

از سنبل زلفش حذر ای آهوی دل کن

دانسته رو این راه که اینجا همه دام است

تا در پی کامی همه نا کامیت آید

دست طمع از کام چو شستی همه کام است

ما گرچه هلالیم و حریفان همه بدرند

چون نیک ببینی همه را کار تمام است

صاف می کوثر دهدم پیر خرابات

وز دوست هنوزم طلب دردی جام است

فریاد، که اهلی علم داد برآورد

از آتش آهش که بلند از لب بام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشست
  2. شمارهٔ ۳۶۵گر لب بنهی بر لب مستان چه تفاوت؟
  3. شمارهٔ ۳۶۶قدرم چو مه از مهر سعادت اثر تست
  4. شمارهٔ ۳۶۷یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
  5. شمارهٔ ۳۶۸عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشت
  6. شمارهٔ ۳۶۹چون کوهکن با بیستون گفتم توانم راز گفت
  7. شمارهٔ ۳۷۰گرچه ز گلهای می دامن ما شستنی است
  8. شمارهٔ ۳۷۱بی بخت و یارم مرا از مرگ چشم یاری است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.