پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست

آهی است که از سینه خونین کفنی خاست

پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت

هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست

بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم

هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست

بی باده من امروز بسی تازه دماغم

بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست

حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح

چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
  2. شمارهٔ ۳۵۷وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
  3. شمارهٔ ۳۵۸حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است
  4. شمارهٔ ۳۵۹مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم است
  5. شمارهٔ ۳۶۰وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاست
  6. شمارهٔ ۳۶۱ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت
  7. شمارهٔ ۳۶۲دور از تو شب و روز مرا خواب حرام است
  8. شمارهٔ ۳۶۳ای باغبان چه حاصل از سرو ناز باغت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.