پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است

که با وجود لبش آب زندگی عدم است

گناه کاسه زدن شیخ را چو غنچه نهان

گناه ماست که چون لاله بر سر علم است

گدای پیر مغنم به خانقه چه روم؟

اگرچه می همه جا هست بحث بر کرم است

ز دلبران همه عاشق کشی ستم دانند

ولی تو عاشق خود گر نمی کشی ستم است

بناز بر همه عالم ز حسن عالم سوز

که گر بناز کشی عالمی هنوز کم است

ز حسن روی تو فرق است تا پری بسیار

اگرچه صورت این هر دو کار یک قلم است

بجان دوست که آزار اهلی است حرام

سگ در تو مگر کم ز آهوی حرم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰وقت مستی چون عرق از روی دلجوی تو خاست
  2. شمارهٔ ۳۶۱ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت
  3. شمارهٔ ۳۶۲دور از تو شب و روز مرا خواب حرام است
  4. شمارهٔ ۳۶۳ای باغبان چه حاصل از سرو ناز باغت
  5. شمارهٔ ۳۶۴باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشست
  6. شمارهٔ ۳۶۵گر لب بنهی بر لب مستان چه تفاوت؟
  7. شمارهٔ ۳۶۶قدرم چو مه از مهر سعادت اثر تست
  8. شمارهٔ ۳۶۷یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.