پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

مرا چو شبنم از آن مایه حیات کم است

که آفتاب مرا با من التفات کم است

چرا چو آب حیات از لبم نبخشی جان

مگر دهان تو از چشمه حیات کم است

زکوه میوه خوبی چو جستم از دهنت

لب تو گفت که این میوه را زکوه کم است

بخنده شکر لعلت نبات را بشکست

بدین حلاوت لب کوزه نبات کم است

بحسن و خلق و وفا چون تو آدمی نبود

نه آدمی که ملک هم بدین صفات کم است

خلاصی من پیر از غم جوانان نیست

ز دام عشق نکویان ره نجات کم است

ثبات مهر چه جویی ز گلرخان اهلی

برو که نوگل این باغ را ثبات کم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱ذوقی است که در تیره شبی چون شب مویت
  2. شمارهٔ ۳۶۲دور از تو شب و روز مرا خواب حرام است
  3. شمارهٔ ۳۶۳ای باغبان چه حاصل از سرو ناز باغت
  4. شمارهٔ ۳۶۴باغبان، آنسرو اگر برطرف جو خواهد نشست
  5. شمارهٔ ۳۶۵گر لب بنهی بر لب مستان چه تفاوت؟
  6. شمارهٔ ۳۶۶قدرم چو مه از مهر سعادت اثر تست
  7. شمارهٔ ۳۶۷یکشب که در فراق جمال تو دلبرست
  8. شمارهٔ ۳۶۸عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.