پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

نوبهار آمد چو گل رخها ز می خواهد شکفت

من که امروزم گلی نشکفت کی خواهد شکفت

من نه آن مرغم که از بوی گلم دل وا شود

گر گل من بشکفد از بوی وی خواهد شکفت

گر هوای نوبهار اینست گلهای مراد

دمبدم خواهد دمید و پی به پی خواهد شکفت

مطربا گر بانگ نی زینگونه بیخود سازدم

بس گل رسواییم زین بانگ نی خواهد شکفت

همچو گل در غنچه است آن شوخ و اهلی را کشد

آه از آن روزی کز آب و رنگ می خواهد شکفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱جان من در دوستی نامهربان می‌بینمت
  2. شمارهٔ ۳۵۲آن سرو ناز کز چمن جان دمیده است
  3. شمارهٔ ۳۵۳آن سرو هرگه از نظر من گذشته است
  4. شمارهٔ ۳۵۴برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
  5. شمارهٔ ۳۵۵گر بمسجد گذری با این رخ و آن چشم مست
  6. شمارهٔ ۳۵۶پیر مغان گدای درش همچو ما بسی است
  7. شمارهٔ ۳۵۷وادی مجنون جگر سوزست و کس را تاب نیست
  8. شمارهٔ ۳۵۸حیات تشنه لبان وصل آن مسیح دم است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.