پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست

بالله که بی روی تو در کعبه صفا نیست

خواهم سخنی گفت مرنج ای گل رعنا

حیف است که با چون تو گلی بوی وفا نیست

ما اهل وفاییم و زجور تو ننالیم

جایی که وفا هست غم از جور و جفا نیست

هر نکته خوبی که خدا داد به خوبان

جز مهر و وفا هیچ نبینم که ترا نیست

تا روی تو دیدیم دمی نیست که مارا

رویی بسوی قبله و دستی بدعا نیست

هرچند که صد مرده کنی زنده چو عیسی

تا جان ندهد عاشق دلخسته دوا نیست

اهلی سگ کوی تو شد ای کعبه مقصود

صید حرم است او مکشش چونکه روا نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵هیچت ز خون ما غم روز جواب نیست
  2. شمارهٔ ۳۳۶دل که خونم خورد ای حور نه پنداری ازوست
  3. شمارهٔ ۳۳۷همه راست میل خالی که بر آن رخ جمیلست
  4. شمارهٔ ۳۳۸در سوختنم آنکه بر افروختن آموخت
  5. شمارهٔ ۳۳۹گفتی چمن بوقت گل ای همنفس خوش است
  6. شمارهٔ ۳۴۰مریز بی گنهم خون که جست و جویی
  7. شمارهٔ ۳۴۱کدام زخم که بر من ز دلستانی نیست
  8. شمارهٔ ۳۴۲عیسی دم ما همدم اگر نیست غمی نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.