پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۱

گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست

دل با تو گر درست بود هیچ باک نیست

هرکس که از غم تو غباریش بر دل است

گویا هنوز آینه اش با تو پاک نیست

آزار ما رقیب بشمشیر میکند

شمشیر ما بجز نفسی دردناک نیست

یوسف هم از ملامت عشق است جامه چاک

پیراهنی کجاست که از عشق چاک نیست

اهلی درین سراچه غم خرمی مجوی

کاین سبزه مراد درین آب و خاک نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
  2. شمارهٔ ۳۲۴گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
  3. شمارهٔ ۳۲۵گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
  4. شمارهٔ ۳۲۶یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
  5. شمارهٔ ۳۲۷هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
  6. شمارهٔ ۳۲۸بازم ز هر طرف مه رخساره کسی است
  7. شمارهٔ ۳۲۹از بسکه جان به تشنه لبی درد کرده است
  8. شمارهٔ ۳۳۰جمال شمع چو خورشید عالم افروزست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.