پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست

هوای خوش چکند هرکه خاطرش خوش نیست

گل جمال تو شد تا چراغ بزم افروز

چو لاله نیست دلی کز غمت در آتش نیست

اگر پری طلبم چون تو آدمی نبود

در آدمی نگرم چون تو کس پریوش نیست

بپوش بهر خدا زلف همچو ز نارت

که نیست هیچ مسلمان کزو مشوش نیست

بسر نرفت بهاری که بی تو اهلی را

خزان چهره بخون جگر منقش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
  2. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
  3. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
  4. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۴گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
  6. شمارهٔ ۳۲۵گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
  7. شمارهٔ ۳۲۶یافت از یوسف پدر بویی اگر رویش نیافت
  8. شمارهٔ ۳۲۷هر صورتی که هست ز حسنت نشانه ایست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.