پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت

صد ساله سخن باتو بیکدم نتوان گفت

ما وصل نجوییم و غم هجر تو خواهیم

وز نازکی خوی تو این هم نتوان گفت

با زخم تو خاموشم و زخمی دگرست این

کاحوال دل ریش بمرهم نتوان گفت

بسیار دهان تو کم از ذره بود لیک

در روی نکویان سخن کم نتوان گفت

هر کس که سگ یار نشد گرچه فرشته است

در مذهب ما هرگزش آدم نتوان گفت

ای من سگ آن گوشه نشین کو قدم از دیر

بیرون ننهاد و خبرش هم نتوان گفت

ساقی قدحی بخش و مترس از غم ایام

کانجا که تو باشی سخن از غم نتوان گفت

پیش تو هزار آینه جم به یکی جو

با چشمه خورشید ز شبنم نتوان گفت

ترسا بچه یی قاتل اهلی است که از ناز

با او سخن از عیسی مریم نتوان گفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
  2. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
  3. شمارهٔ ۳۱۷هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
  5. شمارهٔ ۳۱۹لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
  6. شمارهٔ ۳۲۰سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
  7. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.