پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۶

گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است

چشم ما بر کرم ساقی و بخش ازلی است

رند دردی کش ما را تو چه دانی چه کس است

بجز از پیر خرابات که داند که ولی است

ای طبیب دل و جان سوی خود از ناز مرا

کی محل میکنی و درد من از کم محلی است

پاک دل نیست کسی کز می صافی گذرد

احتراز از محک تجربه عین دغلی است

عمر باشد که درین میکده با خضر و مسیح

اهلی از جرعه کشان علی و آل علی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
  2. شمارهٔ ۳۱۹لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
  3. شمارهٔ ۳۲۰سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
  4. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
  5. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
  6. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۴گردون که کین اهل نظر در نهاد اوست
  8. شمارهٔ ۳۲۵گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.