پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۴

عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است

که قهر و خشم بتان شیوه های محبوبیست

من از کمال طلب همچو خضر می یابم

که آنچه می طلبم در کمال مطلوبیست

کنون که یار زما میرمید میدانیم

که زشت نامی ما در نهایت خوبیست

تو سایه کم مکن از سر مرا که سایه سرو

چه کار آید اگر نیز سایه طوبیست

سوی تو مرغ دل آمد حکایت از وی پرس

که رمزهای نهانی نه حرف مکتوبیست

گر آستان تو اهلی بدیده رفت مرنج

که کار عاشق درمانده آستان روبیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
  2. شمارهٔ ۳۱۷هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
  3. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
  4. شمارهٔ ۳۱۹لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
  5. شمارهٔ ۳۲۰سرو بر خاک ره از رشک قد یار نشست
  6. شمارهٔ ۳۲۱گر تن شکسته دوا جز هلاک نیست
  7. شمارهٔ ۳۲۲ساقیا بی لب لعلت می ناب اینهمه نیست
  8. شمارهٔ ۳۲۳نه که در کوی تو جز من دگری گمره نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.