پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۰

ای که می‌پرسی که با دل هم‌سخن در خانه کیست

طوطی حیران چه می‌داند که در آیینه کیست

مار گنج عشق یار از عقل ما کی دم زند

غیر محرم آگه از نقد دل گنجینه کیست

کی زند بر سینه سنگ از دست دل دیوانه وار

هر که دریابد که با دل همنشین در سینه کیست

من نمیگویم که بود از باده شب مست و خراب

نرگست گوید که مست از باده دوشینه کیست

چرخ هم در کینه عاشق بود سنگ غمش

جان من در عالم عشق از حسد بی کینه کیست

حال پیر می فروش از من مپرس ایشیخ شهر

من چه میدانم که شیخ مسجد آدینه کیست

جان من خلقی ز عشقت گر چو اهلی دم زنند

خود تو می‌دانی کز ایشان عاشق دیرینه کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۲خوشا کسی که به کوی تو بخت همدم اوست
  2. شمارهٔ ۳۱۳با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت
  3. شمارهٔ ۳۱۴عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
  4. شمارهٔ ۳۱۵کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
  5. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
  6. شمارهٔ ۳۱۷هرگز بوفا چشم خوشت جانب من نیست
  7. شمارهٔ ۳۱۸هوا خوش است و مرا بی رخ تو دل خوش نیست
  8. شمارهٔ ۳۱۹لعل جانبخشش که آرام دل شیدا ازوست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.