پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۷

ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست

خوشتر ز صورت تو درین کارخانه نیست

از زخم تیرتست مرا استخوان سفید

مت کشته توایم و ازین به نشانه نیست

شیرین حکایتی است که هر چند کوهکن

جان میکند حکایت او جز فسانه نیست

هرچند پا برهنه روم در رکاب تو

هیچم نوازشی بسر تازیانه نیست

در سجده ام تواضع و مستی بهانه ایست

زین بهترم بسجده ساقی بهانه نیست

سیرم ز خلد و گندم آدم فریب او

مرغ دل مرا هوس آب و دانه نیست

اهلی مسیح اگر بفلک رفت گو برو

مارا هوای رفتن ازین آستانه نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۹زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است
  2. شمارهٔ ۳۱۰ای که می‌پرسی که با دل هم‌سخن در خانه کیست
  3. شمارهٔ ۳۱۱عندلیب از حسن گل افروختن داند که چیست
  4. شمارهٔ ۳۱۲خوشا کسی که به کوی تو بخت همدم اوست
  5. شمارهٔ ۳۱۳با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت
  6. شمارهٔ ۳۱۴عتاب و ناز تو با من ز غایت خوبی است
  7. شمارهٔ ۳۱۵کسی که حق حریفان مهربان نشناخت
  8. شمارهٔ ۳۱۶گر به کوثر نظر ز نیکو عملی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.