پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۴

دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است

جان هم آغشته بخون از دل جان سخت من است

صورت حال چه پوشم که عیانست مرا

هرچه در آینه خاطر یک لخت من است

شمع روی تو که در خرمن گل آتش زد

برق او را چه غم از سوختن رخت من است

خسرو وقت خود و بنده درگاه توام

خشت در تاج سر و خاک درت تخت من است

همه جا صبح وصال است ز خورشید رخش

اهلی این شام غم از تیرگی بخت من است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۶بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
  2. شمارهٔ ۳۰۷ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
  3. شمارهٔ ۳۰۸در زیر زلف روی تو چون گل شکفته است
  4. شمارهٔ ۳۰۹زاهد بره کعبه رود کاین ره دین است
  5. شمارهٔ ۳۱۰ای که می‌پرسی که با دل هم‌سخن در خانه کیست
  6. شمارهٔ ۳۱۱عندلیب از حسن گل افروختن داند که چیست
  7. شمارهٔ ۳۱۲خوشا کسی که به کوی تو بخت همدم اوست
  8. شمارهٔ ۳۱۳با یکدم وصلت غم عالم نتوان گفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.