پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

صدهزاران چشم اگر بر روی یوسف ناظر است

از خریداران به یک دیدن محبت ظاهر است

گر کنی زینگونه در کار محبان زهر چشم

چشم تا بر هم زنی کار حریفان آخر است

نقش ابروی ترا تا قبله دل ساختم

کافرم ای بت گرم نقشی دگر در خاطر است

شور و مستی از من و جور و جفا عیب از تو نیست

عشق و مستوری و حسن دل‌نوازی نادر است

دل به درد و غم نهادم لاجرم شادم ز بخت

شاد باشد هرکه او بر بخت و روزی شاکر است

کس نمی‌بینم که از دردت ندارد ناله‌ای

اینقدر باشد که اهلی دردمندی صابر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰جان من مسکین که گرفتار غم اوست
  2. شمارهٔ ۳۰۱گر صد هزار سال وصالت میسر است
  3. شمارهٔ ۳۰۲لعل او کز برگ گل رنگین تر و نازکترست
  4. شمارهٔ ۳۰۳سر رشته غم دل چون شمع جانگدازست
  5. شمارهٔ ۳۰۴دل جگر سوخته از جان سیه بخت من است
  6. شمارهٔ ۳۰۵سرمه ره دردیده زان دارد که خاک پای اوست
  7. شمارهٔ ۳۰۶بی داغ عشق یکرگ من چون چراغ نیست
  8. شمارهٔ ۳۰۷ای لعبتی که مثل تو کس در زمانه نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.