پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۹

امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست

فردا اگر همین بود آنهم غریب نیست

در کوی عشق هرکه بمیرد عجب مدار

حیرت ز زندگیست که مردن عجیب نیست

ای بیخبر که عیب کنی سوز ناله ام

سوز از گل است از طرف عندلیب نیست

هرکس که داشت درد دلی با طبیب گفت

درد دل من است که هیچش طبیب نیست

نگذاشت برق حسن تو کسرا که جان نسوخت

وانهم که هست جان کسی عنقریب نیست

میرم به کنج بیکسی و گر رسد حبیب

چندان رقیب هست که جای حبیب نیست

اهلی شکایت تو ز ساقی نه بر حق است

کز فیض آفتاب کسی بی نصیب نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۱عاشق آن نیست که شد محرم و همدم بر دوست
  2. شمارهٔ ۲۸۲دلا، خار ستم از پا برون خواهد شدن وقت است
  3. شمارهٔ ۲۸۳دل مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست
  4. شمارهٔ ۲۸۴با من از مشکین غزالان گرنه بوی آشناست
  5. شمارهٔ ۲۸۵تا نشد چون نافه خون، دل بوی دلجویی نیافت
  6. شمارهٔ ۲۸۶چشم همه را بر گل روی تو نگاه است
  7. شمارهٔ ۲۸۷گل نو آمد و ما را غم دیرینه گرفت
  8. شمارهٔ ۲۸۸صبر تلخ است و دوای من خونین جگر است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.