پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات

هر چه خواهی رو نماید از صفای سینه ات

خاطرت گنجینه مهرست بیمهری مباش

حیف باشد کر گهر خالی بود گنجینه ات

مهر یوسف پیشه کن وز فتنه انجم مترس

گرچه دندان تیز کرد این گرگ پیر از کینه ات

ایکه با یار نوت یار کهن از یاد رفت

یاد کن ای بیوفا از عاشق دیرینه ات

این چنین کز یاد خود بردی مرا نبود عجب

گر بیاد امروز نبود وعده دوشینه ات

ساکن میخانه شو زاهد که ترسم روز مرگ

مست بیرون آورند از مسجد آدینه ات

بت بزی خرقه داری اهلی از تقوی ملاف

تا نسوزد برق غیرت خرقه پشمینه ات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
  2. شمارهٔ ۲۷۴این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
  3. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
  4. شمارهٔ ۲۷۶بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
  5. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
  6. شمارهٔ ۲۷۸بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
  7. شمارهٔ ۲۷۹امروز غیر غم زتو هیچم نصیب نیست
  8. شمارهٔ ۲۸۰در بهار نوجوانی باغ ما از گل تهی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.