پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۸

بس شکل خوب چرخ کشید و خراب ساخت

تا صورتی بشکل تو ای آفتاب ساخت

آه از شرار آتش غیرت که لعل تو

با هرکه خوردمی جگر من کباب ساخت

تا در کمین مرغ دل کیستس که باز

صیادوار چشم تو خود را بخواب ساخت

خونم که ریخت غمزه مست تو بیگنه

چشم خوشت بهانه خیال سراب ساخت

جایی رسید قصه اهلی که راز او

پیر و جوان ترانه چنگ و رباب ساخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۰عید قربان شد و سر در ره جولان تو رفت
  2. شمارهٔ ۲۷۱سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات
  3. شمارهٔ ۲۷۲خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
  4. شمارهٔ ۲۷۳تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
  5. شمارهٔ ۲۷۴این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
  6. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
  7. شمارهٔ ۲۷۶بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
  8. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.