پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۹

بود از ازلم درد تو وین درد همان است

عشقت ز ازل هرکه رقم کرد همان است

هرچند بهار آمد و ایام خزان رفت

عشاق ترا رنگ رخ زرد همان است

آمد شب و آسوده خوابند جهانی

فریاد و فغان سگ شبگرد همان است

من زنده و تو سوخته یی مدعیان را

بر آینه خاطر من گرد همان است

اهلی بود از روز ازل مرد غم عشق

گر روز نه آنست ولی مرد همان است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۱سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات
  2. شمارهٔ ۲۷۲خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت
  3. شمارهٔ ۲۷۳تو آفتابی و تا ذره یی ز من باقی است
  4. شمارهٔ ۲۷۴این چه سروست که از گلشن جان خاسته است
  5. شمارهٔ ۲۷۵گه نظاره دلم ایمن از رقیبان است
  6. شمارهٔ ۲۷۶بهلاک خود نپوشم نظر از رخ چو ماهت
  7. شمارهٔ ۲۷۷همچو چنگ افغان من بی‌زخم بیدادی نخاست
  8. شمارهٔ ۲۷۸بکوی میکده آخر سبوی ما بشکست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.