پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۸

ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت

تا چیده یک گل از مژه صد زخم خار یافت

میکرد شمع از آتش دل بی قرار سعی

بعد از هزار سعی بکشتن قرار یافت

آنرا چو من رواست که گشت چمن کند

کز خار و گل مشام دلش بوی یار یافت

من ذره حقیرم و آن آفتاب حسن

هرجا نظر فکند چو من صدهزار یافت

چندان ز مهر او بفلک رفت دود دل

کایینه جمال بآخر غبار یافت

با انس آن غزال کنار از جهان گرفت

مجنون که آرزوی دل اندر کنار یافت

سرچشمه حیات اگر شد نصیب خضر

اهلی نمی هم از مژه اشگبار یافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۰امید خلق باقبال و دولت خویش است
  2. شمارهٔ ۲۶۱شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
  3. شمارهٔ ۲۶۲تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
  4. شمارهٔ ۲۶۳چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست
  5. شمارهٔ ۲۶۴رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
  6. شمارهٔ ۲۶۵چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۶شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت
  8. شمارهٔ ۲۶۷روی تو مصحفی است که در آن خوبی است
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.