پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت

مستی نکرد و لذت میخوارگی نیافت

آن گل کجا گشاد رخ خویش ای پری

کانجا هزار همچو تو نظارگی نیافت

راه عدم گرفت دلم کز مقام غم

آزادگی جز از ره آوارگی نیافت

ای برق گاه گاه وصالت مرا بسوخت

خوش آنکه گر نیافت بیکبارگی نیافت

اهلی که جان فدای سر دوستان کند

کسرا به از سگ تو بغمخوارگی نیافت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
  2. شمارهٔ ۲۶۰امید خلق باقبال و دولت خویش است
  3. شمارهٔ ۲۶۱شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
  4. شمارهٔ ۲۶۲تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
  5. شمارهٔ ۲۶۳چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست
  6. شمارهٔ ۲۶۴رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
  7. شمارهٔ ۲۶۵چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۶شبی که بی تو برین پیر خسته حال گذشت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.