پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

تشریف کرامت اگر از لطف الهی است

پشمینه مارا چه کم از اطلس شاهی است

گر نامه سفیدی سببش توبه ز عشق است

این نامه سفیدی نبود نامه سیاهی است

چون برگ خزان دیده به پیرانه سرم بین

خون جگر از گریه که بر چهره گاهی است

در دعوی خونم اگرت غمزه گواه است

من راضی ام ایشوخ چهه حاجت بگواهی است

در وصف جمالت که نهایت نپذیرد

هرچند که گویند سخن نامتناهی است

عاشق که ز طوفان بلا روی نتابد

یونس صفتش کشتی نوح از دل ماهی است

اهلی نگرد نور دگر هر دم از آن رخ

آن رخ مگر آیینه انوار الهی است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
  2. شمارهٔ ۲۵۹تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
  3. شمارهٔ ۲۶۰امید خلق باقبال و دولت خویش است
  4. شمارهٔ ۲۶۱شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
  5. شمارهٔ ۲۶۲تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
  6. شمارهٔ ۲۶۳چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست
  7. شمارهٔ ۲۶۴رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
  8. شمارهٔ ۲۶۵چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.