پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۵

حیاتی با رخ خوی کرده اوست

که صد خضر و مسیحا مرده اوست

من از بالای او دارم شکایت

که در عالم بلا آورده اوست

چراغ زاهد از عشق ار نیفروخت

نه از عشق از دل افسرده اوست

بر افکن پرده ای باد از رخ گل

که گنج حسن زیر پرده اوست

سگش را گر شوم قربان چه منت

که مغز استخوان پرورده اوست

چو بی آزار نتوان در جهان زیست

خوشا دلخسته یی کازرده اوست

رقیب از خون دل پی برد آخر

که اهلی صید پیکان خورده اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۷مستی که ذوق رندی و بیچارگی نیافت
  2. شمارهٔ ۲۵۸ناخورده می ز نرگس او دل خمار یافت
  3. شمارهٔ ۲۵۹تا بر گل تو سنبل پر خم دمیده است
  4. شمارهٔ ۲۶۰امید خلق باقبال و دولت خویش است
  5. شمارهٔ ۲۶۱شیشه دل بهر خوبانم ز دست افتاده است
  6. شمارهٔ ۲۶۲تو پیش چشم منی چشم من پر آب از چیست
  7. شمارهٔ ۲۶۳چو منع غیر مجالم در آشنایی نیست
  8. شمارهٔ ۲۶۴رفتی و نقش روی تو از چشم تر نرفت
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.