پرش به محتوای اصلی
جامی

جامی

غزلیات

۲۹۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ آن غمزه زن چو گرد گلستان برآمده ست
  2. شمارهٔ ۶۲ داد از تو که هیچت روش داد نمانده ست
  3. شمارهٔ ۶۳ رند دردی کش که با می دارد ایمانی درست
  4. شمارهٔ ۶۴ نماند جا که تر از ابر دیده ما نیست
  5. شمارهٔ ۶۵ راهت از دیده رفتنم هوس است
  6. شمارهٔ ۶۶ ای خوش آن عاشق که با یار خود است
  7. شمارهٔ ۶۷ خیال لعل لبت با صفای سینه خوش است
  8. شمارهٔ ۶۸ چو نقشبند ازل نخل دلربای تو بست
  9. شمارهٔ ۶۹ منم که دعوی عشق تو رسم و راه من است
  10. شمارهٔ ۷۰ طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست
  11. شمارهٔ ۷۱ باز عید آمد و مهر از دهن خم برخاست
  12. شمارهٔ ۷۲ آن چه نور است که از وادی بطحا برخاست
  13. شمارهٔ ۷۳ جز مرغ غمت کرده به دل خانه کسی نیست
  14. شمارهٔ ۷۴ ساقیا دور فلک منشور عید آورده است
  15. شمارهٔ ۷۵ تا کی از شوق لبت تشنه جگر خواهم زیست
  16. شمارهٔ ۷۶ مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
  17. شمارهٔ ۷۷ منجم می کند از ماه و خور بحث
  18. شمارهٔ ۷۸ آن مه که یافت امشب ازو عیش ما رواج
  19. شمارهٔ ۷۹ ز لعلت آن ز وی قدر شکر هیچ،
  20. شمارهٔ ۸۰ بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ
  21. شمارهٔ ۸۱ سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
  22. شمارهٔ ۸۲ ای صیقل جبین تو داده جلای روح
  23. شمارهٔ ۸۳ نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ
  24. شمارهٔ ۸۴ قامتت نیزه و رخسار تو ای عشوه پسند
  25. شمارهٔ ۸۵ باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند
  26. شمارهٔ ۸۶ زهی جمال تو خورشید آسمان شهود
  27. شمارهٔ ۸۷ سر زلفت گره بر کار من زد
  28. شمارهٔ ۸۸ چو می دم با لب جانان من زد
  29. شمارهٔ ۸۹ سحرگاهان که از باد صبا بوی بهاران زد
  30. شمارهٔ ۹۰ نظاره جمال تو بیهوشی آورد
  31. شمارهٔ ۹۱ خط تو خضر را به سیه پوشی آورد
  32. شمارهٔ ۹۲ غمت از دل به رخم اشک جگرگون آرد
  33. شمارهٔ ۹۳ دل که در باغ ز هر گل غم یارش گیرد
  34. شمارهٔ ۹۴ خوشا بادی که ره سوی تو گیرد
  35. شمارهٔ ۹۵ لبت دل دزد و من از وی شکر دزد
  36. شمارهٔ ۹۶ رقیب کیست که بوسه به خاک پات دهد
  37. شمارهٔ ۹۷ آمد نسیم و رایحه مشکبار داد
  38. شمارهٔ ۹۸ در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود
  39. شمارهٔ ۹۹ تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند
  40. شمارهٔ ۱۰۰ دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد
  41. شمارهٔ ۱۰۱ نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد
  42. شمارهٔ ۱۰۲ عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
  43. شمارهٔ ۱۰۳ شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد
  44. شمارهٔ ۱۰۴ خطت از لعل آتشگون برآمد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ به بزم گل ز لبت جام را چو کام بر آمد
  46. شمارهٔ ۱۰۶ یار به کف ساغر شراب درآمد
  47. شمارهٔ ۱۰۷ رخنه ز غم در دل خراب درآمد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید
  49. شمارهٔ ۱۰۹ هر آفتاب که از مطلع جمال برآید
  50. شمارهٔ ۱۱۰ پریوشی که به رخ رسم دلبری داند
  51. شمارهٔ ۱۱۱ دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند
  53. شمارهٔ ۱۱۳ باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ سفر خوش است اگر یار همسفر باشد
  55. شمارهٔ ۱۱۵ ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ چو ترک سرکشم بر عزم میدان پشت زین گیرد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ چون صبا شانه درآن طره خم در خم زد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ هر شیشه می با تو چو در محفلم افتد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ به باغ لاله و گل رونق بهارانند
  60. شمارهٔ ۱۲۰ صبحدم دردکشان نقب به میخانه زدند

متن اشعار به نقل از گنجور.