پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱

سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح

«یا ایها المزمل » قم و اشرب الصبوح

درکش می صبوح که ارباب ذوق را

هم قوت جسم می شود آن هم غذای روح

از هر پیاله می که گشادم به آن دهان

مفتوح گشت بر دل من صد در فتوح

روی زمین ز تیرگی منکران عشق

محتاج شست و شوی دگر شد کجاست نوح

رویت که چشم زنده دلان روشن است ازو

بدر علی نواظر حی الوفا یلوح

جعد خوشت که شد نفسم مشکبار ازو

مسک لدی نسائم ریح الصبا یفوح

جامی حدیث توبه رها کن که داده اند

معشوق و می ز توبه مرا توبه نصوح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ
  2. شمارهٔ ۸۴قامتت نیزه و رخسار تو ای عشوه پسند
  3. شمارهٔ ۸۵باغبان می خواست برد شاخی از سرو بلند
  4. شمارهٔ ۸۶زهی جمال تو خورشید آسمان شهود
  5. شمارهٔ ۸۷سر زلفت گره بر کار من زد
  6. شمارهٔ ۸۸چو می دم با لب جانان من زد
  7. شمارهٔ ۸۹سحرگاهان که از باد صبا بوی بهاران زد
  8. شمارهٔ ۹۰نظاره جمال تو بیهوشی آورد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.