پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

یار به کف ساغر شراب درآمد

مست به قتل من خراب درآمد

خاصیت می نگر که از نظر من

ماه برون رفت و آفتاب درآمد

جلوه گل را چو دید با همه مرغان

بلبل بیدل به اضطراب درآمد

دل ز رخش دور میل چشمه خور کرد

ز آرزوی آب در سراب درآمد

تیغ دگر زد به چاک سینه ریشم

باز درین جوی رفته آب درآمد

یاد من آمد سرود ناله چو دردی

در دلم از نغمه رباب درآمد

دید چو جامی بلندپایه خسرو

بیهده در معرض جواب درآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸گهی که از درم آن ترک شوخ شنگ درآید
  2. شمارهٔ ۱۰۹هر آفتاب که از مطلع جمال برآید
  3. شمارهٔ ۱۱۰پریوشی که به رخ رسم دلبری داند
  4. شمارهٔ ۱۱۱دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد
  5. شمارهٔ ۱۱۲ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند
  6. شمارهٔ ۱۱۳باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۴سفر خوش است اگر یار همسفر باشد
  8. شمارهٔ ۱۱۵ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.