پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

رخنه ز غم در دل خراب درآمد

بر مژه زان رخنه خون ناب درآمد

چهره چه مالم به خاک در نظر آن رو

خاست تیمم گهی که آب درآمد

باد بریده زبان من که ز ناله

نرگس بیمار او ز خواب درآمد

صلح کنان رفت تا چه قصه رقیبش

گفت که باز از در عقاب درآمد

برد ز دل روی او خیال خطش را

سایه برون شد چو آفتاب درآمد

برد حسد بر رکاب حلقه چشمم

ترک مرا پا چو در رکاب درآمد

آب خضر جوی گشت جامی ازان لب

تشنه پی آب در سراب درآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹هر آفتاب که از مطلع جمال برآید
  2. شمارهٔ ۱۱۰پریوشی که به رخ رسم دلبری داند
  3. شمارهٔ ۱۱۱دلم به ماه تمام از رخت عبارت کرد
  4. شمارهٔ ۱۱۲ای خوش آنان که خم طره یاری گیرند
  5. شمارهٔ ۱۱۳باده چون بی غش و ساقی چو پریوش باشد
  6. شمارهٔ ۱۱۴سفر خوش است اگر یار همسفر باشد
  7. شمارهٔ ۱۱۵ز بس آه غمت زین جان آتشناک خواهم زد
  8. شمارهٔ ۱۱۶چو ترک سرکشم بر عزم میدان پشت زین گیرد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.