پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

لبت دل دزد و من از وی شکر دزد

کم افتاده ست ازینسان دزد بر دزد

ز چشمم شست چشمت سرمه خواب

به عیاری برد کحل از بصر دزد

تنت را بنگرم دزدیده زانسان

که بر سیم کسان دوزد نظر دزد

اگر دزدیده ات بینم مکن عیب

که دزدی را نداند جز هنر دزد

غمت بر دل ز هر سو غارت آورد

درآمد خانه را از بام و در دزد

هراسم شب به کویت از رقیبان

به شبها از سگان دارد خطر دزد

سر درج سخن مگشای جامی

مبادا در کمین باشد گهر دزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷آمد نسیم و رایحه مشکبار داد
  2. شمارهٔ ۹۸در دیار مصر اگر یوسف رخی پیدا شود
  3. شمارهٔ ۹۹تیر مژگان کان دو چشم خوابناک انداختند
  4. شمارهٔ ۱۰۰دلم ز هجر رخت رو به کلبه غم کرد
  5. شمارهٔ ۱۰۱نرگس آسا چو سر از خاک بدر خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۱۰۲عشرت خسرو و شیرین سحرم یاد آید
  7. شمارهٔ ۱۰۳شبم ز مرغ چمن این نوا به گوش آمد
  8. شمارهٔ ۱۰۴خطت از لعل آتشگون برآمد
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.