پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

ساقیا دور فلک منشور عید آورده است

ماه نو میخانه را زرین کلید آورده است

ساغر عشرت که شد در سلخ شعبان ناپدید

غره شوال باز آن را پدید آورده است

عید داده عاشقان را مژده یوم جدید

وز شراب لعل سان رزق جدید آورده است

بهر عیدی از لب جانان و چشم و غمزه اش

وعده ای آمیخته با صد وعید آورده است

سایه افکنده مرا بر فرق پیر میکده

شیخ کامل پی به سروقت مرید آورده است

خواسته ست افشای سر عشق معشوق ازل

بلبل و گل را که در گفت و شنید آورده است

جامی از خوبان چه بندی دیده چون نقاش صنع

این همه نقش از برای اهل دید آورده است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
  2. شمارهٔ ۷۷منجم می کند از ماه و خور بحث
  3. شمارهٔ ۷۸آن مه که یافت امشب ازو عیش ما رواج
  4. شمارهٔ ۷۹ز لعلت آن ز وی قدر شکر هیچ،
  5. شمارهٔ ۸۰بر آفتاب سلسلهٔ پرشکن مپیچ
  6. شمارهٔ ۸۱سر درگلیم تن شبم آمد به گوش روح
  7. شمارهٔ ۸۲ای صیقل جبین تو داده جلای روح
  8. شمارهٔ ۸۳نهاده سر به رخت زلف عنبرین گستاخ
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.