پرش به محتوای اصلی
جامی جامی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

طالب علم نظر شو خود جز این تحصیل چیست

حاصل تحصیل دیگر غیر قال و قیل چیست

چندراه کعبه پیمودن درآ درمیکده

جام مالامال گیر این گام میلامیل چیست

مجلس دردی کشان بی نقل ماند ای محتسب

صوفی دریوزه گر را بین که در زنبیل چیست

بانگ پرواز کبوتر کاورد نامه ز تو

گوش عاشق را جز آواز پر جبریل چیست

می روی زود از نظر تا بی تو می رم زودتر

عمر خود مستعجل است ای جان توراتعجیل چیست

عشق را ایزد ضلالی خواند در قرآن قدیم

ای مفسر شرح کن کین نکته را تأویل چیست

چون دلی روشن ندارد شیخ شهر از سوز عشق

این همه افروختن در صومعه قندیل چیست

گرنه از نادیدن یوسف رخی در ماتمند

مصریان را جامه ها بردن فرو درنیل چیست

در خرابات از لگدکوب بلا جامی مترس

کعبه را کردی پناه خود هراس پیل چیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲آن چه نور است که از وادی بطحا برخاست
  2. شمارهٔ ۷۳جز مرغ غمت کرده به دل خانه کسی نیست
  3. شمارهٔ ۷۴ساقیا دور فلک منشور عید آورده است
  4. شمارهٔ ۷۵تا کی از شوق لبت تشنه جگر خواهم زیست
  5. شمارهٔ ۷۶مه که از خجلت آن شمع شکرلب بگریخت
  6. شمارهٔ ۷۷منجم می کند از ماه و خور بحث
  7. شمارهٔ ۷۸آن مه که یافت امشب ازو عیش ما رواج
  8. شمارهٔ ۷۹ز لعلت آن ز وی قدر شکر هیچ،
همه‌ی غزلیات ←

جامی درباره‌ی جامی

نورالدین عبدالرحمن ابن نظام الدین احمد ابن محمد متخلص به جامی در سال ۸۱۷ هجری قمری در خرجرد جام از توابع خراسان متولد شد. .وی بعدها همراه پدرش به سمرقند و هرات رفت و در آن دیار به کسب علم و ادب پرداخت. سپس به سیر و سلوک مشغول و از بزرگان طریقت شد. او نزد سلطان حسین میرزا بایقرا و وزیر فاضل او امیر علیشیر نوایی تقربی خا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.