پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۶۱ دل را به نهانخانهٔ دیدار فرستیم
  2. شمارهٔ ۶۶۲ طرفی که من ز پهلوی دلدار بسته ام
  3. شمارهٔ ۶۶۳ رفتیم و به آن قامت رعنا نرسیدیم
  4. شمارهٔ ۶۶۴ چو صنعان مشق سودا می رسانم
  5. شمارهٔ ۶۶۵ در هجر تو تا چند من زار بگریم
  6. شمارهٔ ۶۶۶ به این بی‌طاقتی یارب به دنبال که می‌گریم؟
  7. شمارهٔ ۶۶۷ نخواهد از شکنج دام هرگز کرد آزادم
  8. شمارهٔ ۶۶۸ کی راست به میزان وجود و عدم آیم؟
  9. شمارهٔ ۶۶۹ دو جهان است درکنار خودم
  10. شمارهٔ ۶۷۰ بیا که با همه تن چشم انتظار توایم
  11. شمارهٔ ۶۷۱ ما دامن وصل یار داریم
  12. شمارهٔ ۶۷۲ لعل تو مسیحا شد، بیمار چرا باشم؟
  13. شمارهٔ ۶۷۳ شمع سان شام غمت، منّت فردا نکشیم
  14. شمارهٔ ۶۷۴ ای غاشیهٔ شوق تو بر دوش نگاهم
  15. شمارهٔ ۶۷۵ گلستان محبت را ز دیرین عندلیبانم
  16. شمارهٔ ۶۷۶ ز هند تیره دل چون شمع روشنگر برون رفتم
  17. شمارهٔ ۶۷۷ به یاد جلوهٔ شوخی، سبک ز جا رفتم
  18. شمارهٔ ۶۷۸ در آب دیده یا در سینهٔ پرآذر اندازم
  19. شمارهٔ ۶۷۹ صبح آینهٔ طلعت نیکوی تو دیدیم
  20. شمارهٔ ۶۸۰ من آن غارتگر جان می پرستم
  21. شمارهٔ ۶۸۱ ما چاک به دامن زدهٔ تهمت عشقیم
  22. شمارهٔ ۶۸۲ از بس غبار حسرت دیدار داشتم
  23. شمارهٔ ۶۸۳ چقدر حوصله باید که گداز آموزم
  24. شمارهٔ ۶۸۴ ساقیا رخ بنما تا همه از کار شویم
  25. شمارهٔ ۶۸۵ در زیر لب، آه از دل ناشاد برآرم
  26. شمارهٔ ۶۸۶ عقل دور است از آن جهان که منم
  27. شمارهٔ ۶۸۷ به امّیدی که لعل جرعه‌نوشی می‌زند خونم
  28. شمارهٔ ۶۸۸ جزای دوستی از شعله رخساران غمی دارم
  29. شمارهٔ ۶۸۹ هست چو شبنم از خودی، ننگ حجاب بر سرم
  30. شمارهٔ ۶۹۰ در غمت ترک گفتگو کردم
  31. شمارهٔ ۶۹۱ ما شکوه از آن زلف پریشان چه نویسیم؟
  32. شمارهٔ ۶۹۲ به مستی مرده ام ساقی، مهل مخمور در خاکم
  33. شمارهٔ ۶۹۳ ز آواز خوش آن غنچه لب، تا دور شد گوشم
  34. شمارهٔ ۶۹۴ به دل سخت تو حرفی ز دل تنگ زدم
  35. شمارهٔ ۶۹۵ آن نرگس میگسار دیدم
  36. شمارهٔ ۶۹۶ اشک کبابم، از دل سوزان فروچکم
  37. شمارهٔ ۶۹۷ دو روزی کز قضا بایست با این کاروان باشم
  38. شمارهٔ ۶۹۸ عشق عالی مقام را نازم
  39. شمارهٔ ۶۹۹ جهان را رونق از شادابی گفتار می آرم
  40. شمارهٔ ۷۰۰ به دست آمد مرا تا زلف او، تدبیرها کردم
  41. شمارهٔ ۷۰۱ می شود دل چو گل از عیش پریشان چه کنم؟
  42. شمارهٔ ۷۰۲ چشم خودم چو اشک ز مژگان فروچکم
  43. شمارهٔ ۷۰۳ ز مستی های صهبای ازل میخانهٔ خویشم
  44. شمارهٔ ۷۰۴ چشم تو را ز جور، پشیمان نیافتم
  45. شمارهٔ ۷۰۵ ز خوی سرکش او هر قدم پامال می‌گردم
  46. شمارهٔ ۷۰۶ من روشن روان غافل به زندان بدن رفتم
  47. شمارهٔ ۷۰۷ می گریزم ز جهان بار چرا بردارم؟
  48. شمارهٔ ۷۰۸ چه پروا توشهٔ واماندگی چون در کمر دارم
  49. شمارهٔ ۷۰۹ ز بستر تا به کی پهلو پی تسکین بگردانم
  50. شمارهٔ ۷۱۰ دل آگه سر راهش ز پاس راز گرداندم
  51. شمارهٔ ۷۱۱ دست بر دل کی درین وحشت سرا می داشتم؟
  52. شمارهٔ ۷۱۲ ز سامان سفر با خود دل رنجیده ای دارم
  53. شمارهٔ ۷۱۳ ز حیلت سازی نفس صلاح اندیش می ترسم
  54. شمارهٔ ۷۱۴ زاهد از پای خم باده چه سان برخیزم؟
  55. شمارهٔ ۷۱۵ ز بس دارد غم آن گل عذار آشفته احوالم
  56. شمارهٔ ۷۱۶ به خون خود چو گل آغشته دامن تا گریبانم
  57. شمارهٔ ۷۱۷ زمین و آسمان بیهوده می پیمود آوازم
  58. شمارهٔ ۷۱۸ نگاهی کن به حالم، دل به یغما دادهٔ عشقم
  59. شمارهٔ ۷۱۹ عمارت برنمی‌تابم، ملامتخانهٔ عشقم
  60. شمارهٔ ۷۲۰ فال فرخنده بیایید به دیدار زنیم

متن اشعار به نقل از گنجور.