پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۰۱ یک مشت سفله مانده بجا از کرام خلق
  2. شمارهٔ ۶۰۲ چون وصل در نگنجد، هجران کجاست لایق؟
  3. شمارهٔ ۶۰۳ تا شد سر غم گرم به طوفان من از اشک
  4. شمارهٔ ۶۰۴ جاری چو به یاد رخ جانان شودم اشک
  5. شمارهٔ ۶۰۵ هندوستان غربت بادا به ما مبارک
  6. شمارهٔ ۶۰۶ بر سر زدیم لالهٔ داغی به جای گل
  7. شمارهٔ ۶۰۷ چو بر سر زند شاخ، مستانه گل
  8. شمارهٔ ۶۰۸ رنگین سخنی چون کند از خامهٔ ما گل
  9. شمارهٔ ۶۰۹ خطّ تو، لوح صفحه طراز کتاب گل
  10. شمارهٔ ۶۱۰ جهان ساده پر کار است از نقش و نگار دل
  11. شمارهٔ ۶۱۱ عشق اگر یار شود از اثر زاری دل
  12. شمارهٔ ۶۱۲ زهی ز صبح بناگوشت آفتاب خجل
  13. شمارهٔ ۶۱۳ ای از رخت مشاطه را، صد چشم حیران در بغل
  14. شمارهٔ ۶۱۴ شدم ز توبهٔ بی صرفه در بهار خجل
  15. شمارهٔ ۶۱۵ حاجت اگر بری، در دولتسراست دل
  16. شمارهٔ ۶۱۶ هرگه به یادش از جگر افغان برآورم
  17. شمارهٔ ۶۱۷ چون طوطی اگر نام به گفتار بر آرم
  18. شمارهٔ ۶۱۸ با یاد نرگست، چو می ناب می‌زدم
  19. شمارهٔ ۶۱۹ چون شاخ گل از باد سحر، بار فشاندم
  20. شمارهٔ ۶۲۰ از دیده ی دل پرده ی پندارگرفتیم
  21. شمارهٔ ۶۲۱ راه از همه سو بر خبر خویش گرفتیم
  22. شمارهٔ ۶۲۲ غافل دمی از جذبهٔ صیّاد نگردیم
  23. شمارهٔ ۶۲۳ عشاق تو را قافله سالار نگردیم
  24. شمارهٔ ۶۲۴ به یک ایمای ابرو زندهٔ جاوید گردیدم
  25. شمارهٔ ۶۲۵ دل تنگ از ستمت رشک گلستان کردم
  26. شمارهٔ ۶۲۶ عشق تو ملک خسروی، داغ تو چتر شاهیم
  27. شمارهٔ ۶۲۷ برخیز سوی عالم بالا برون رویم
  28. شمارهٔ ۶۲۸ به وصل از خوی او نظاره دیدار نتوانم
  29. شمارهٔ ۶۲۹ به صد جان غمزه ات مفت خریدار است می دانم
  30. شمارهٔ ۶۳۰ سپاه فتنه با آن چشم جلاد است می دانم
  31. شمارهٔ ۶۳۱ نگاهش با اسیران بر سر ناز است می‌دانم
  32. شمارهٔ ۶۳۲ ز خود دور آن دلارا را نمی دانم نمی دانم
  33. شمارهٔ ۶۳۳ غم دنیا ندارم، در پی عقبا نمی مانم
  34. شمارهٔ ۶۳۴ ای دوست به هر منزل، همخانه تو را یابم
  35. شمارهٔ ۶۳۵ موسی صفت به داغ ظهور تو سوختیم
  36. شمارهٔ ۶۳۶ پیش از ظهور جلوهٔ جانانه سوختیم
  37. شمارهٔ ۶۳۷ شیر و شکر ز تلخی ایّام می کشم
  38. شمارهٔ ۶۳۸ بود تا چند در دل حسرت آن خوش بر و دوشم
  39. شمارهٔ ۶۳۹ سر تا قدم از خون جگر، غیرت باغم
  40. شمارهٔ ۶۴۰ ترسم که پریشان شود از ناله غبارم
  41. شمارهٔ ۶۴۱ معنی کناره گیرد اگر از میان روم
  42. شمارهٔ ۶۴۲ طعنه هرگز به دل آزاری خاری نزدم
  43. شمارهٔ ۶۴۳ برق آهی ز جگر در شب تاری نزدیم
  44. شمارهٔ ۶۴۴ به پای خم اگر یکبار طالع بار می دادم
  45. شمارهٔ ۶۴۵ چون مهرهٔ ششدر، شده رفتار ز یادم
  46. شمارهٔ ۶۴۶ خراباتی‌نژادم دلق شیادانه‌ای دارم
  47. شمارهٔ ۶۴۷ پریشان خاطرم از همنشینان عزلتی دارم
  48. شمارهٔ ۶۴۸ نیم صورت پرست، اینجا تماشای دگر دارم
  49. شمارهٔ ۶۴۹ گرچه در سینه صد آتشکده آتش دارم
  50. شمارهٔ ۶۵۰ ز بس راز تو را پنهان ازین نامحرمان دارم
  51. شمارهٔ ۶۵۱ از خاک آستانت تا دیده دور دارم
  52. شمارهٔ ۶۵۲ خرابی برنتابد محنت آبادی که من دارم
  53. شمارهٔ ۶۵۳ جز ذکر تو ساقی، دگر اوراد ندارم
  54. شمارهٔ ۶۵۴ من صبر ز مژگان سیه تاب ندارم
  55. شمارهٔ ۶۵۵ به ره سربسته مکتوبی از آن مهرآشنا دارم
  56. شمارهٔ ۶۵۶ اگر من بیستون عشق را تعمیر می کردم
  57. شمارهٔ ۶۵۷ کام اگر حاصل از آن لعل می آشام کنیم
  58. شمارهٔ ۶۵۸ برخیز راه میکده ی عشق سرکنیم
  59. شمارهٔ ۶۵۹ خوش آنکه خرقهٔ ناموس و ننگ پاره کنم
  60. شمارهٔ ۶۶۰ برخیز که دامان سحرگاه بگیریم

متن اشعار به نقل از گنجور.