فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۲۱ نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
- شمارهٔ ۷۲۲ خشت خرد به روزنه قال می زنیم
- شمارهٔ ۷۲۳ ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
- شمارهٔ ۷۲۴ بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
- شمارهٔ ۷۲۵ از شام هجر منّت دیدار می کشم
- شمارهٔ ۷۲۶ چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
- شمارهٔ ۷۲۷ محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
- شمارهٔ ۷۲۸ شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
- شمارهٔ ۷۲۹ از وضع زخود رفتگی یار خرابم
- شمارهٔ ۷۳۰ در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
- شمارهٔ ۷۳۱ پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
- شمارهٔ ۷۳۲ خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم
- شمارهٔ ۷۳۳ ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم
- شمارهٔ ۷۳۴ حساب از سختی آرام فرسا برنمی دارم
- شمارهٔ ۷۳۵ دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
- شمارهٔ ۷۳۶ لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
- شمارهٔ ۷۳۷ نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
- شمارهٔ ۷۳۸ سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
- شمارهٔ ۷۳۹ تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
- شمارهٔ ۷۴۰ محبّت برتر آمد از چه و چون
- شمارهٔ ۷۴۱ اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
- شمارهٔ ۷۴۲ چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
- شمارهٔ ۷۴۳ شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
- شمارهٔ ۷۴۴ کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
- شمارهٔ ۷۴۵ ساقی مده خمارم در انتظار چندین
- شمارهٔ ۷۴۶ کوتاه ماند دست تمنّا در آستین
- شمارهٔ ۷۴۷ آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
- شمارهٔ ۷۴۸ زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
- شمارهٔ ۷۴۹ خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
- شمارهٔ ۷۵۰ نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
- شمارهٔ ۷۵۱ ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
- شمارهٔ ۷۵۲ ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
- شمارهٔ ۷۵۳ ای درد تو یار جانی من
- شمارهٔ ۷۵۴ گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
- شمارهٔ ۷۵۵ دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
- شمارهٔ ۷۵۶ این لاله نیست بر سر مشت غبار من
- شمارهٔ ۷۵۷ نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
- شمارهٔ ۷۵۸ بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن
- شمارهٔ ۷۵۹ از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
- شمارهٔ ۷۶۰ تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
- شمارهٔ ۷۶۱ بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن
- شمارهٔ ۷۶۲ چشمت از ناز نبستهست در راز به من
- شمارهٔ ۷۶۳ نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
- شمارهٔ ۷۶۴ هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
- شمارهٔ ۷۶۵ جانا میاموز، فارغ نشستن
- شمارهٔ ۷۶۶ ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
- شمارهٔ ۷۶۷ چون شمع ما را هم زبان، گرم سخن خواهد شدن
- شمارهٔ ۷۶۸ گر چنین پر رخنه از سوز جگر خواهد شدن
- شمارهٔ ۷۶۹ ساقی دم صبوح است، خورشید جام گردان
- شمارهٔ ۷۷۰ بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟
- شمارهٔ ۷۷۱ نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
- شمارهٔ ۷۷۲ ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
- شمارهٔ ۷۷۳ پیری به راه حرص نتابد عنان من
- شمارهٔ ۷۷۴ خارم که نیست گلشن صورت سرای من
- شمارهٔ ۷۷۵ که خواهد رسانید پیغام من
- شمارهٔ ۷۷۶ با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن
- شمارهٔ ۷۷۷ ز رخ چون آتش موسی نمودی، سینه سینا کن
- شمارهٔ ۷۷۸ روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟
- شمارهٔ ۷۷۹ نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردن
- شمارهٔ ۷۸۰ ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو
متن اشعار به نقل از گنجور.