پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۲۱ نشد فغان به اثر تا ره جنون نزدم
  2. شمارهٔ ۷۲۲ خشت خرد به روزنه قال می زنیم
  3. شمارهٔ ۷۲۳ ما خضر دل به چشمه پیکان فروختیم
  4. شمارهٔ ۷۲۴ بر آن سرم که غم تازه در کنار کشم
  5. شمارهٔ ۷۲۵ از شام هجر منّت دیدار می کشم
  6. شمارهٔ ۷۲۶ چقدر ز کلک و نامه، خبر نهان فرستم
  7. شمارهٔ ۷۲۷ محیط گوهری از اشک طوفان زای خود دارم
  8. شمارهٔ ۷۲۸ شد فاش ز گلبرگ لبت راز نهانم
  9. شمارهٔ ۷۲۹ از وضع زخود رفتگی یار خرابم
  10. شمارهٔ ۷۳۰ در دهر حرامی زده شد سحر حلالم
  11. شمارهٔ ۷۳۱ پر و بال تذروان محبت بسته دیوانم
  12. شمارهٔ ۷۳۲ خرقه را در گرو ساغر لبریز کنیم
  13. شمارهٔ ۷۳۳ ز چشمم آستین بردار تا سیل دمان ریزم
  14. شمارهٔ ۷۳۴ حساب از سختی آرام فرسا برنمی دارم
  15. شمارهٔ ۷۳۵ دل به آب خضر و عمر جاودان نسپرده ایم
  16. شمارهٔ ۷۳۶ لب عرض شکوه خامش نه ز بیم غیر دارم
  17. شمارهٔ ۷۳۷ نمی آید به راه شوخ طنازی که من دارم
  18. شمارهٔ ۷۳۸ سحر اشکم خروشان بود و آهم شیون افکن هم
  19. شمارهٔ ۷۳۹ تا دیده ام آن طرّهٔ طرّار، پریشان
  20. شمارهٔ ۷۴۰ محبّت برتر آمد از چه و چون
  21. شمارهٔ ۷۴۱ اگر خورشید را در زیر دامان می توان کردن
  22. شمارهٔ ۷۴۲ چه خوش است با خیال تو نهفته رازکردن
  23. شمارهٔ ۷۴۳ شمع را شعله، مسلسل ز دل آید بیرون
  24. شمارهٔ ۷۴۴ کار دل خام شد از سوزش بسیار چنین
  25. شمارهٔ ۷۴۵ ساقی مده خمارم در انتظار چندین
  26. شمارهٔ ۷۴۶ کوتاه ماند دست تمنّا در آستین
  27. شمارهٔ ۷۴۷ آیین عشق چیست؟ دلیرانه سوختن
  28. شمارهٔ ۷۴۸ زهد ما با می گلفام چه خواهد بودن؟
  29. شمارهٔ ۷۴۹ خودی بردار از پیش نظر حسن دلارا بین
  30. شمارهٔ ۷۵۰ نیست دل را هوس دل شکنی بهتر ازین
  31. شمارهٔ ۷۵۱ ز فیض آبرو سبز است، نخل مدعای من
  32. شمارهٔ ۷۵۲ ز خط گلعذاران است سودایی دماغ من
  33. شمارهٔ ۷۵۳ ای درد تو یار جانی من
  34. شمارهٔ ۷۵۴ گلگونهٔ بهار است خوناب دیدهٔ من
  35. شمارهٔ ۷۵۵ دیدی چهاکرد، غم با دل من؟
  36. شمارهٔ ۷۵۶ این لاله نیست بر سر مشت غبار من
  37. شمارهٔ ۷۵۷ نمودی جلوه ای شیرین شمایل در خیال من
  38. شمارهٔ ۷۵۸ بگشای زلف و طرهٔ سنبل به تاب کن
  39. شمارهٔ ۷۵۹ از اشک لاله رنگ گلی در کنار کن
  40. شمارهٔ ۷۶۰ تا هوا ابر است ساقی، باده ای در شیشه کن
  41. شمارهٔ ۷۶۱ بالین نهاده ام به سر کوی خویشتن
  42. شمارهٔ ۷۶۲ چشمت از ناز نبستهست در راز به من
  43. شمارهٔ ۷۶۳ نقاب از چهره بگشا، شور محشر را تماشا کن
  44. شمارهٔ ۷۶۴ هان ای حریف میکده، می در ایاغ کن
  45. شمارهٔ ۷۶۵ جانا میاموز، فارغ نشستن
  46. شمارهٔ ۷۶۶ ز خون دیده باشد مایه دار، اشک غم آشامان
  47. شمارهٔ ۷۶۷ چون شمع ما را هم زبان، گرم سخن خواهد شدن
  48. شمارهٔ ۷۶۸ گر چنین پر رخنه از سوز جگر خواهد شدن
  49. شمارهٔ ۷۶۹ ساقی دم صبوح است، خورشید جام گردان
  50. شمارهٔ ۷۷۰ بی تو چسان به سر برد جان امیدوار من؟
  51. شمارهٔ ۷۷۱ نگاه گرم آتشپاره ای برد اختیار من
  52. شمارهٔ ۷۷۲ ز درویشی بقا دارد دل روشن ضمیر من
  53. شمارهٔ ۷۷۳ پیری به راه حرص نتابد عنان من
  54. شمارهٔ ۷۷۴ خارم که نیست گلشن صورت سرای من
  55. شمارهٔ ۷۷۵ که خواهد رسانید پیغام من
  56. شمارهٔ ۷۷۶ با این تنک سرمایگی، زحمت مکش زاری مکن
  57. شمارهٔ ۷۷۷ ز رخ چون آتش موسی نمودی، سینه سینا کن
  58. شمارهٔ ۷۷۸ روی کِه جلوه کرده که حیرانم این چنین؟
  59. شمارهٔ ۷۷۹ نامه ات خواندم و می بایدم افشان کردن
  60. شمارهٔ ۷۸۰ ای طلعت سیمین بران آیینهٔ رخسار تو

متن اشعار به نقل از گنجور.