فهرست اشعار
- شمارهٔ ۷۸۱ دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو
- شمارهٔ ۷۸۲ ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
- شمارهٔ ۷۸۳ بنگر چه می کند مژه های دراز تو
- شمارهٔ ۷۸۴ به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
- شمارهٔ ۷۸۵ هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
- شمارهٔ ۷۸۶ من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟
- شمارهٔ ۷۸۷ کام دلی به عالم ناپایدار کو؟
- شمارهٔ ۷۸۸ ساقی می عارفانه ات کو؟
- شمارهٔ ۷۸۹ جان را سپند ساز و به آتش نثار شو
- شمارهٔ ۷۹۰ دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو
- شمارهٔ ۷۹۱ زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
- شمارهٔ ۷۹۲ هله من جان جهانم، تنه ناها یاهو
- شمارهٔ ۷۹۳ کسی داند که هر بیتش به دیوان میزند پهلو
- شمارهٔ ۷۹۴ در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
- شمارهٔ ۷۹۵ من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
- شمارهٔ ۷۹۶ مطلوب در لباس طلبکار آمده
- شمارهٔ ۷۹۷ تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
- شمارهٔ ۷۹۸ دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
- شمارهٔ ۷۹۹ تیغت از فرق مبتلا رفته
- شمارهٔ ۸۰۰ نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
- شمارهٔ ۸۰۱ از ما نهان ز فرط ظهوری، چه فایده؟
- شمارهٔ ۸۰۲ روضه خلد خدایا به نکوکاران ده
- شمارهٔ ۸۰۳ عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه
- شمارهٔ ۸۰۴ سوی محراب شدم با می ناب آلوده
- شمارهٔ ۸۰۵ لعل لب او تا به لب جام رسیده
- شمارهٔ ۸۰۶ گل را ورقم رونق بازار شکسته
- شمارهٔ ۸۰۷ سحر آمد ندا ز میخانه
- شمارهٔ ۸۰۸ صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده
- شمارهٔ ۸۰۹ خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
- شمارهٔ ۸۱۰ دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
- شمارهٔ ۸۱۱ مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
- شمارهٔ ۸۱۲ نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
- شمارهٔ ۸۱۳ گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
- شمارهٔ ۸۱۴ دل داغ تو را به جان گرفته
- شمارهٔ ۸۱۵ در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
- شمارهٔ ۸۱۶ رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
- شمارهٔ ۸۱۷ رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
- شمارهٔ ۸۱۸ به جلوه های رسا سرفراز می آیی
- شمارهٔ ۸۱۹ سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
- شمارهٔ ۸۲۰ ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
- شمارهٔ ۸۲۱ گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی
- شمارهٔ ۸۲۲ ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی
- شمارهٔ ۸۲۳ سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
- شمارهٔ ۸۲۴ به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟
- شمارهٔ ۸۲۵ لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
- شمارهٔ ۸۲۶ در پرده خط، خال به صد ناز گرفتی
- شمارهٔ ۸۲۷ تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
- شمارهٔ ۸۲۸ یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
- شمارهٔ ۸۲۹ بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی
- شمارهٔ ۸۳۰ تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی
- شمارهٔ ۸۳۱ کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
- شمارهٔ ۸۳۲ چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
- شمارهٔ ۸۳۳ من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
- شمارهٔ ۸۳۴ زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
- شمارهٔ ۸۳۵ که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
- شمارهٔ ۸۳۶ سرت گردم، نمیپرسی تو هم دیوانهای داری؟
- شمارهٔ ۸۳۷ خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
- شمارهٔ ۸۳۸ ای روی تو را موج عرق آینه سازی
- شمارهٔ ۸۳۹ افشاند نسیم سحری زلف نگاری
- شمارهٔ ۸۴۰ ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
متن اشعار به نقل از گنجور.