پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی

حزین لاهیجی

غزلیات

۹۱۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۷۸۱ دل در پریدن است چو شبنم ز روی تو
  2. شمارهٔ ۷۸۲ ای آب خضر، سایهٔ سرو روان تو
  3. شمارهٔ ۷۸۳ بنگر چه می کند مژه های دراز تو
  4. شمارهٔ ۷۸۴ به طوطی نکته آموزد لب شیرین کلام تو
  5. شمارهٔ ۷۸۵ هدف سینه ز من، ناوک مژگان از تو
  6. شمارهٔ ۷۸۶ من نه حریف وعده ام طاقت انتظار کو؟
  7. شمارهٔ ۷۸۷ کام دلی به عالم ناپایدار کو؟
  8. شمارهٔ ۷۸۸ ساقی می عارفانه ات کو؟
  9. شمارهٔ ۷۸۹ جان را سپند ساز و به آتش نثار شو
  10. شمارهٔ ۷۹۰ دارد ستاره ریز، مرا آفتاب تو
  11. شمارهٔ ۷۹۱ زند بر خرمن شادیّ و غم برق جمال تو
  12. شمارهٔ ۷۹۲ هله من جان جهانم، تنه ناها یاهو
  13. شمارهٔ ۷۹۳ کسی داند که هر بیتش به دیوان می‌زند پهلو
  14. شمارهٔ ۷۹۴ در ملک جسم روشنی جان به نیم جو
  15. شمارهٔ ۷۹۵ من در میان نبودم، دل بود و یار هر دو
  16. شمارهٔ ۷۹۶ مطلوب در لباس طلبکار آمده
  17. شمارهٔ ۷۹۷ تا رفته از نظر، ز تنم جان برآمده
  18. شمارهٔ ۷۹۸ دل، سیه مست به سودای تو از جا رفته
  19. شمارهٔ ۷۹۹ تیغت از فرق مبتلا رفته
  20. شمارهٔ ۸۰۰ نسرین بری گلگون قبا، از جلوه جانم سوخته
  21. شمارهٔ ۸۰۱ از ما نهان ز فرط ظهوری، چه فایده؟
  22. شمارهٔ ۸۰۲ روضه خلد خدایا به نکوکاران ده
  23. شمارهٔ ۸۰۳ عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه
  24. شمارهٔ ۸۰۴ سوی محراب شدم با می ناب آلوده
  25. شمارهٔ ۸۰۵ لعل لب او تا به لب جام رسیده
  26. شمارهٔ ۸۰۶ گل را ورقم رونق بازار شکسته
  27. شمارهٔ ۸۰۷ سحر آمد ندا ز میخانه
  28. شمارهٔ ۸۰۸ صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده
  29. شمارهٔ ۸۰۹ خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
  30. شمارهٔ ۸۱۰ دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  31. شمارهٔ ۸۱۱ مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  32. شمارهٔ ۸۱۲ نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  33. شمارهٔ ۸۱۳ گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  34. شمارهٔ ۸۱۴ دل داغ تو را به جان گرفته
  35. شمارهٔ ۸۱۵ در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  36. شمارهٔ ۸۱۶ رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
  37. شمارهٔ ۸۱۷ رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  38. شمارهٔ ۸۱۸ به جلوه های رسا سرفراز می آیی
  39. شمارهٔ ۸۱۹ سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
  40. شمارهٔ ۸۲۰ ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
  41. شمارهٔ ۸۲۱ گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی
  42. شمارهٔ ۸۲۲ ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی
  43. شمارهٔ ۸۲۳ سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
  44. شمارهٔ ۸۲۴ به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟
  45. شمارهٔ ۸۲۵ لوح دل را اگر از نقش دوبی ساده کنی
  46. شمارهٔ ۸۲۶ در پرده خط، خال به صد ناز گرفتی
  47. شمارهٔ ۸۲۷ تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
  48. شمارهٔ ۸۲۸ یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
  49. شمارهٔ ۸۲۹ بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی
  50. شمارهٔ ۸۳۰ تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی
  51. شمارهٔ ۸۳۱ کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
  52. شمارهٔ ۸۳۲ چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
  53. شمارهٔ ۸۳۳ من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
  54. شمارهٔ ۸۳۴ زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
  55. شمارهٔ ۸۳۵ که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
  56. شمارهٔ ۸۳۶ سرت گردم، نمی‌پرسی تو هم دیوانه‌ای داری؟
  57. شمارهٔ ۸۳۷ خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  58. شمارهٔ ۸۳۸ ای روی تو را موج عرق آینه سازی
  59. شمارهٔ ۸۳۹ افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  60. شمارهٔ ۸۴۰ ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟

متن اشعار به نقل از گنجور.