پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۳

عشق تو بانگ زد به زمین و زمان همه

جستیم از این خروش ز خوب گران همه

از قول کن به ساغر دل باده ریختی

ای عالم از شراب لبت کامران همه

آیینه دار مهر تو، هر جا که ذره ایست

ای پرتو رخ تو به عالم عیان همه

در پیش سرو ناز تو، نازک نهالها

بستند دامن از دل و جان بر میان همه

در آرزوی جلوهٔ سرو بلند تو

پر می زند تَذَرو دل قدسیان همه

کثرت حجاب دیدهٔ عارف نمی شود

دارند بوی یوسف ما کاروان همه

بشنو چه خوش سرود حزین ، اوحدی ما

ای روشن از رخ تو زمین و زمان همه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۵لعل لب او تا به لب جام رسیده
  2. شمارهٔ ۸۰۶گل را ورقم رونق بازار شکسته
  3. شمارهٔ ۸۰۷سحر آمد ندا ز میخانه
  4. شمارهٔ ۸۰۸صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده
  5. شمارهٔ ۸۰۹خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
  6. شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  7. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  8. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.