پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۶

گل را ورقم رونق بازار شکسته

این خامه کله گوشه به گلزار شکسته

صد جا شکن طره آشفته دلیهاست

آهی که مرا بر لب اظهار شکسته

شادیم که زندان غم آباد جهان را

سیلاب حوادث در و دیوار شکسته

صیاد مرا حاجت دام و قفسی نیست

بال و پر مرغان گرفتار شکسته

رسوای خماریم درین کهنه خرابات

پیمانهٔ ما بر سر بازار شکسته

این گریه ز اندازه برون است همانا

دل در بغل دیدهٔ خونبار شکسته

سودای رخ و زلف تو در بتکده دل

قدر صنم و قیمت زنار شکسته

با عاشق و معشوق نگاه تو حریف است

نشتر به رگ جان گل و خار شکسته

خون دل صدپاره حزین ، از نفست ریخت

غم زخمهٔ کاری به رگ تار شکسته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۸صبوحی از چمن مستانه پیراهن قبا کرده
  2. شمارهٔ ۸۰۹خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
  3. شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  4. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  5. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  6. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  7. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  8. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.