پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰۷

سحر آمد ندا ز میخانه

کای خرابات گرد دیوانه

کنج مسجد گرفته ای تا کی؟

چه زیان داشت طور رندانه؟

سبحه در کف نشسته ای تا چند

خیز و پیمان نما به پیمانه

زین ندا جستم آنچنان از جا

که ز آتش چنان جهد دانه

چون نهادم درون میکده پا

سرم آمد به چرخ، مستانه

نگه گرم آشنا رویان

کرد ما را ز خویش بیگانه

دل و دین را زدند مغبچگان

دو سه ساغر زدیم رندانه

همه بر گرد یکدگر گشتیم

شمع جان را شدیم پروانه

در و دیوار جمله مست و خراب

همه از جلوه های جانانه

از صراحی گرفته تا خم می

همه در های و هوی مستانه

بود چون نخل طور شب همه شب

در انا الله شمع کاشانه

حرم کعبه را ز یاد نبرد

طوف بیت الحرام بتخانه

باده ها جمله صاف مشربها

شیشه ها جملگی پریخانه

در سراپردهٔ وجود حزین

همه عشق است، باقی افسانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰۹خوش تلخ عتاب آمده ای حرف به جا چه؟
  2. شمارهٔ ۸۱۰دوشین چو شفق بودم، خون جگر آلوده
  3. شمارهٔ ۸۱۱مژگان نگر چو عربده جویان برآمده
  4. شمارهٔ ۸۱۲نمی بینم کسی از آشنارویان به جا مانده
  5. شمارهٔ ۸۱۳گر غمزه اش به یغما، دل را ز ما گرفته
  6. شمارهٔ ۸۱۴دل داغ تو را به جان گرفته
  7. شمارهٔ ۸۱۵در دیده نگاه تو که از جوش فتاده
  8. شمارهٔ ۸۱۶رسید از عرق آن شاخ گل گلاب زده
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.