پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۱۵

در دیده نگاه تو که از جوش فتاده

مستی ست که در میکده خاموش فتاده

مشکیست که دارد جگر نافه پر از خون

خالی که بر آن عارض گلپوش فتاده

غارتگر جمعیت دلهاست ببینید

زلفی که پریشان به بر و دوش فتاده

مایوس مکن چشم به راهان چمن را

از شوق تو گل یک چمن آغوش فتاده

کو صاحب هوشی که کند فهم، سروشم

کار سخنم با لب خاموش فتاده

هر جرعه این غمکده را باده به رنگی ست

ته شیشه عشق است که سر جوش فتاده

با دولت بیدار، هماغوش کند خواب

چشمی که بر آن صبح بناگوش فتاده

کو عشق که از داغ چراغی بفروزم؟

بختم چو شب هجر سیه پوش فتاده

فکر تو خموشی ست حزین از سخن عشق

این کهنه شرابی ست که از جوش فتاده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱۷رگ در تنم ز شورش سودا گسیخته
  2. شمارهٔ ۸۱۸به جلوه های رسا سرفراز می آیی
  3. شمارهٔ ۸۱۹سر چه باشد که تو در راه وفا نگذاری
  4. شمارهٔ ۸۲۰ای آنکه غم هجرکشیدن نتوانی
  5. شمارهٔ ۸۲۱گاهی به نگاهی دل ما شاد نکردی
  6. شمارهٔ ۸۲۲ای عهد شکن، با تو اگر کار نبودی
  7. شمارهٔ ۸۲۳سیمین بدنا! شمع شبستان که بودی؟
  8. شمارهٔ ۸۲۴به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.