پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲۴

به قید جسم ز جان جهان چه می دانی؟

تو دل نداده ای، از دلستان چه می دانی؟

نگشته در رهِ یوسف، سفید دیده تو را

غبار رهگذر کاروان چه می دانی؟

چو طفل، در طلب مدّعا فشانی اشک

بهای این گهر رایگان چه می دانی؟

ز جا نرفته ای از جلوهٔ پریزادان

خرام آن نگهِ سرگران چه می دانی؟

مدام لعل لب خویش در دهن داری

حرارت جگر تشنگان چه می دانی؟

تو را که صیرفی عشق بر محک نزده ست

عیار چهرهٔ زرد خزان چه می دانی؟

حدیث زاهد دم سرد بسته گوشت را

ترانهٔ من آتش زبان چه می دانی؟

گرفته روزن گوشت به قیل و قال جدل

سخن سرایی این بی زبان چه می دانی؟

به چار موجهٔ اجزای خویش دربندی

حزین گوشه نشین را نشان چه می دانی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲۶در پرده خط، خال به صد ناز گرفتی
  2. شمارهٔ ۸۲۷تنگی از دل نرود تا تو میان نگشایی
  3. شمارهٔ ۸۲۸یک نفس نیست که خون در دل شیدا نکنی
  4. شمارهٔ ۸۲۹بر هر زمین که جلوه کنی آسمان کنی
  5. شمارهٔ ۸۳۰تو و زهد خشک زاهد، من و عشق و می پرستی
  6. شمارهٔ ۸۳۱کشیدی تیغ و ساغر، گشتی آتش، گفتیم چونی
  7. شمارهٔ ۸۳۲چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی
  8. شمارهٔ ۸۳۳من رند خراباتم،سر مست و خراب اولی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.