پرش به محتوای اصلی
حزین لاهیجی حزین لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳۲

چو چشم آینه حیرانم از جمال کسی

پری به شیشهٔ دل دارم از خیال کسی

درین چمن به گل و لاله نازها دارم

که خون من چو حنا، گشته پایمال کسی

نمی شود نکند جلوه، حسن بی پروا

چه شد که آینه آب است از انفعال کسی

جهانیان پی رسوایی همند تمام

خدا کند که نپرسد کسی ز حال کسی

به ساغر دل آتش مزاج می ریزد

شراب شعلهٔ حل کرده، رنگ آل کسی

فلک ز حلقه به گوشان امر ما گردد

به یک کرشمهٔ ابروی چون هلال کسی

چه جلوه است که چون سایه کاینات حزین

فتاده در قدم نازنین نهال کسی؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۳۴زان نور دیده، شد مژهٔ خون فشان تهی
  2. شمارهٔ ۸۳۵که گفتت گرد سر آن طرهٔ عنبرفشان بندی؟
  3. شمارهٔ ۸۳۶سرت گردم، نمی‌پرسی تو هم دیوانه‌ای داری؟
  4. شمارهٔ ۸۳۷خوش آنکه بزم حریفان کنون بیارایی
  5. شمارهٔ ۸۳۸ای روی تو را موج عرق آینه سازی
  6. شمارهٔ ۸۳۹افشاند نسیم سحری زلف نگاری
  7. شمارهٔ ۸۴۰ای سوختهٔ عشق چرا کم ز سپندی؟
  8. شمارهٔ ۸۴۱بر دیده کشم سرمه ز خاک کف پایی
همه‌ی غزلیات ←

حزین لاهیجی درباره‌ی حزین لاهیجی

محمدعلی بن ابوطالب متخلص به حزین از آخرین شاعران سبک هندی و از اعقاب شیخ زاهد گیلانی است. او در سال ۱۱۰۳ هجری قمری در اصفهان زاده شد. زندگی او مقارن سقوط دولت صفوی و آشفتگی اوضاع ایران بود که او را درگیر سفرها و ماجراهای فراوان نمود تا جایی که چندین بار جامهٔ رزم پوشید و به نبرد دشمنان رفت. نهایتاً درگیری یا اتهام‌زنی...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.